# در کویرستان بی رنگ و صدای بوستان
   صحبتی ار هست جز اندیشه نیست
   نه خطا گفتم صدای دیگری آید به گوش
   مطمئنا این صدای غوک ها در بیشه نیست
# خوبتر بشنو ، صدای دیگری ست
   ها! صدای قار هم جز قور هست
   وای بر حال شکم هامان ، فغان
   بس که این سلف مزخرف دور هست
# از سر لطف لطیف حضرت یحیی بود
   زخم معده ، گاستریت ، اثنی عشر
   از غذاهای لذیذ سلف هم دیگر نگو
   خوشمزه ، توپ و تپل ، همچون جگر!
# آی آقایان که در شهر و خوشید
   خوش به حال روزگار خوبتان
   گرچه میدانم چنان هم خوب نیست
   لااقل دورید از این بر و بیابان
# این که خواندی شعر یا افسانه نیست
   درد دل هامان بود از بوستان
   آه و فریادا از این وضع خراب
   چاره و اندیشه باید دوستان!